مقاله منتشر نشده از                                                                                   

                         علیٌ حبُّهُ جُنَّه  قَسیمُ النّارِ وَ الجَنَّه                    وَصیُّ المُصطَفی حَقّاً اِمامُ الاِنسِ وَالجِنَّه[1]

عشق به علی (ع) سپر بازدارند از آتش است، او تقسیم‌کننده آتش عذاب خدا و بهشت جاوید الهی در قیامت است

کسی که وصی به حق مصطفی(ع) و پیشوای انسان‌ها و جنّیان است.

 

         این روزها که در موسم پایانی حج و در ایام نزدیک شدن به سالروز رخداد غدیر خم قرار داریم و می‌دانیم که در مسیر حرکت سازنده انقلاب تکامل‌بخش حضرت رسول خاتم (ص) نقاط عطف متفاوتی وجود داشت که یکی از مهم‌ترین آنها، حماسه عظیم و ارزشمند غدیر خم است. این رویداد نادر و ماندگار در تاریخ که پس از حجةالوداع به امر خدا و به دست پیامبر اعظم (ص) به وقوع پیوست، چراغ راه امت مسلمان و نماد اسلام ناب محمدی (ص)، در طول تاریخ محسوب می‌گردد.


 رخدادی که معرفت‌شناسی دینی را از منظر ولایت و رهبری پس از بعثت  پیامبر (ص) به تصویر می‌کشد و پای‌بندی به آن عزت، استقلال و سربلندی ملت اسلامی را در پی دارد. در آن روز سرشار از عشق خدا و رسول (ص) به امت اسلامی، پیامبر (ص) خطاب به قاطبه مسلمانان فرمود: «مَنْ اَوْلی بِکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ؛ چه کسی اولی است به شما از خودتان؟» (به مصداق آیه شریفه قرآن که دارد: «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ»[2]، پیامبر (ص) بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است).


 همه جمعیت یک صدا پاسخ گفتند: «اَنْتَ یا رَسُولُ اللّه؛ تو اولی هستی بر ما از خودمان»؛ و پس از آن بود که پیامبر (ص) فرمود: «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلِیٌ مَوْلاه؛ هر کس را که من مولای او هستم از این پس این علی (ع) مولای اوست».


         این روایت و آن‌چه که به‌طور مختصر به آن اشاره شد، حدیث متواتر است و به‌عنوان یک امر غیرقابل انکار در اکثر کتب شیعه و سنی نقل گردیده است. از نظر نص صریح قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان در تعیین‌کننده بودن انتصاب ولایت در غدیر خم، همین بس که خدا به رسول (ص) فرمود: «ای پیامبر! آن‌چه را که از جانب پروردگارت بدان فرمان داده شده‌ای ابلاغ کن و اگر نکنی، گویی که هیچ‌گاه پیام خدا را ابلاغ نکرده‌ای».[3]


از قید و شرطی که در این آیه بدان تأکید گردیده، روشن است که این مأموریت تا چه اندازه دارای اهمیت بوده و نشان می‌دهد که ولایت، یکی از ارکان مهم دین اسلام است و اگر در مورد آن درست تبلیغ نشود و یا جایگاه و اهمیت آن به هر دلیل مورد غفلت قرار گیرد، چگونه اساس دین و جامعه دینی به خطر می‌افتد و این‌که رسول خدا (ص) در حدیث وصیت خویش در کنار قرآن به عترت و ولایت سفارش فرمودند، گویای همین مسئله است.


 آن‌جا که فرمود: «من در میان شما دو چیز سنگین و گرانمایه را به ودیعت گذاشته‌ام، کتاب خدا (قرآن نازل) و عترت (قرآن صاعد). اگر به این دو تمسک جسته و به آن چنگ بزنید، هرگز گمراه نخواهید شد. این دو با هم هستند تا قیامت و هرگز از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد آیند».[4]


         از این فرمایش پیامبر (ص) استفاده می‌شود به این‌که اگر کسی قرآن را بگیرد و ولایت را رها کند، به بیراهه رفته و چنا‌ن‌چه کسی هم فقط به ولایت تمسک جوید و قرآن را رها کند، او نیز راه را به بیراهه رفته است. اعتصام به هر دوی آنها در شرایط فقدان و ارتحال رسول خدا (ص)، تنها راه نجات است و منظور خداوند در قرآن که فرموده است: «وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَ لاَ تَفَرَّقُواْ»[5] همین است.


 به‌ویژه که جدی نگرفتن غدیر و بیعت نکردن با ولایت، همانند پشت‌پازدن به قرآن، زمینه‌ساز تفرقه و کفران نعمت است. نعمتی که در روز غدیر کامل شد و چون چنین نعمتی پس از ارتحال پیامبر (ص) مورد کفران قرار گرفت، ظلم‌های تاریخی بی‌شماری بر اسلام و امت مسلمان روا داشته شد که هیچ‌گاه قابل جبران نبوده و نیست.


         شکی نیست که نفی رهبری و ولایت در طول تاریخ ریشه در همین کفران نعمت داشته و تحریف افکار عمومی سبب آن بوده است. تحریف‌گران به‌خوبی می‌دانستند که ولایت یکی از مفاهیم عینی و اثرگذار در حوزه سیاسی، اجتماعی و مدیریتی مربوط به دین و امت اسلامی است و غدیر تذکار مهم پیامبر (ص) در پیوند سیاست با دیانت بود. لذا آنان به هر دلیل سعی نمودند تا رویداد غدیر و امر ولایت را از دین جدا نمایند تا پایه‌گذار سکولاریسم در میان امت مسلمان باشند چرا که همه می‌دانیم نیاز جامعه به ناظم و مجری به‌عنوان عنصر فاعلی اثرگذار، یک ضرورت غیرقابل انکار است و بدون این ناظم، قانون اگر متن قرآن کریم و فرامین برگرفته از وحی هم باشد، امکان متروکه شدن و به فراموشی سپرده شدن دارد.


 نفی ولایت در سقیفه بنی ساعده، نفی عملی دستور آسمانی خداوند در غدیر بود و سقیفه‌بازان به‌خوبی می‌دانستند که جامعه اسلامی به رهبری مطلوب، ایده‌آل و واجد ملاک و معیارهای تعیین‌شده از سوی خدا و رسول (ص) نیاز اساسی دارد و هم‌چنین می‌دانستند که رهبر دینی مطلوب، امام علی (ع) است که سیره قولی و عملی ایشان، انطباق با خواست و اراده خدا و رسول (ص) دارد. آنان به‌خوبی از پیوند عاطفی امام علی (ع) با مردم و از نوع دوستی ایشان در کنار خدادوستی و عشق به خدا باخبر بودند و این‌که چرا ولایت وی را برنتابیدند، باید پاسخ‌گو باشند. پاسخ‌گویی به تاریخ و مردم ستم‌دیده مسلمان و به خدا در روز قیامت.


         در هر حال، غدیر خم چراغ راه ماست و پیوند با ولایت، سنگ‌بنای اصلی دینی و اعتقادی مسلمانان محسوب می‌گردد. ما اعتصام عملی و قلبی به صاحب ولایت، امام به‌حق، امیرالمؤمنین علی (ع) و فرزندان طاهرین آن حضرت (علیهم السلام) را تنها وسیله نجات خود می‌دانیم و هم‌چنان که پیمان هم‌عهدی با آن معصوم، مظلوم پاک اقتضاء می‌کند، از صمیم دل می‌گوییم:

                  ای خوانــده تو را خدا ولی، ادرکنی                           بـــر تو ز نبی، نص جلی، ادرکنی

                  دستم تهی و لطف تو بی‌پایان است                           یا حضرت مرتضی علی(ع)، ادرکنی



1. دیوان مالکی

2. سوره احزاب آیه ٦

3. سوره مائده، آیه ٦٧

4. سفینةالبحار، ج ١، ماده ثقل

5. سوره آل‌عمران، آیه ١٠٣