حجت الاسلام علی عسگری در گفتگو با خبرگزاري مهر



 کسب نظر از هاشمی و ناطق برای راه اندازی جبهه اعتدال و عقلانیت


معاون پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره دلیل عدم حضورش در دولت یازدهم گفت: ترجیح دادم در مجمع تشخیص مصلحت بمانم.

حجت الاسلام علی عسگری در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: دلیل عدم حضورم در دولت این است که ترجیح دادم در مجمع بمانم و تفکر اثرگذار و معتدل آیت الله هاشمی رفسنجانی را همراهی کنم.


وی با بیان اینکه قصد دارد برای حفظ گفتمان اعتدال و جلوگیری از مصادره آن توسط باندهای قدرت به کار تشکیلاتی و سیاسی بپردازد، افزود: در این راستا جبهه اعتدال و عقلانیت را در سراسر کشور راه اندازی خواهیم کرد.


این نماینده سابق مجلس تاکید کرد که برای راه اندازی جبهه اعتدال و عقلانیت با اصولگرایان منتقد و اصلاح طلبان معتدل رایزنی و گفتگوهایی انجام شده است و در حال حاضر هم این رایزنی ها ادامه دارد.


وی در پاسخ به این سئوال که آیا برای راه اندازی جبهه اعتدال و عقلانیت با آیت الله هاشمی رفسنجانی و چهره های شاخص مشورتی صورت گرفته است یا خیر؟ گفت: بنده با آقایان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری در این زمینه مشورت کرده ام.


عسگری درباره نظرات هاشمی و ناطق در خصوص راه اندازی این تشکل سیاسی اعتدال گرا نیز تصریح کرد: هم آیت الله هاشمی رفسنجانی و هم حجت الاسلام ناطق نوری مشوق های اصلی ما برای انجام کار فکری و تشکیلاتی در کشور بودند.


جبهه اعتدال و عقلانیت خراسان بزرگ به مرکزیت مشهد تاسیس شد


وی با اعلام این خبر که طی چند روز اخیر جبهه اعتدال و عقلانیت خراسان بزرگ به مرکزیت مشهد راه اندازی شده است، ادامه داد: تشکیلات سراسری جبهه اعتدال و عقلانیت به زودی راه اندازی خواهد شد.


معاون پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطر نشان کرد: کنگره سراسری جبهه اعتدال و عقلانیت به زودی برگزار خواهد و اکنون در حال برنامه ریزی برای برگزاری این کنگره هستیم.


وی درباره دلایل تشکیل جبهه اعتدال و عقلانیت یادآور شد: بنا داریم از راه تشکیلاتی و در یک ساز و کار سیاسی مناسب دولت را هم حمایت و هم در مواقع لازم نقد کنیم.


عسگری با بیان اینکه حفظ و توسعه پویایی، حرکت و نشاط در جامعه اصلی ترین هدف جبهه اعتدال و عقلانیت است، اضافه کرد: در این راستا امید داریم که تفکر اعتدال در شکل فراجناحی خود باقی بماند و باندهای قدرت آن را مصادره نکنند.


این فعال سیاسی تاکید کرد که در جبهه اعتدال و عقلانیت سعی خواهیم کرد که حزب دولت ساخته نباشیم.



http://www.mehrnews.com/detail/News/2135901

کلید واژه های مطلب:
معاون پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع
|
رئیس شورای مرکزی جبهه اعتدال و عقلانیت خراسان رضوی
|
علی عسگری
|

ضرورت توجه جدی مسئولین دولتی به قیامت

 

       از جمله واقعیات غیرقابل انکار در زندگی انسان، مواجه او با مرگ است. این واقعیت را هر یک از انسان‌ها با نگاه به سرانجام زندگی هم‌نوعان خویش، به‌ویژه در لحظات تشییع دیگران، به‌خوبی می‌توانند درک کرده و دریابند که مرگ حقیقتی عینی است که برای هیچ‌کس امکان فرار از آن وجود ندارد.


 قرآن، کتاب آسمانی ما مسلمانان در این رابطه می‌فرماید: «کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ؛ بدون استثناء هر کسی چشنده مرگ است».[1] بدین جهت لازم است که همه انسان‌ها این مطلب را به‌درستی فهم نمایند که در قدم پایانی زندگی و عمرشان، روزی قرار دارد که روح به امانت سپرده شده در کالبد جسم، بازپس گرفته می‌شود و به قول شاعر آینده‌نگر و آخرت‌گرا:


             آن‌چه از دریاست به دریا می‌رود                    از همان‌جا کآمد، آن‌جا می‌رود


            روشن است که هیچ‌کس را یارای مقاومت در برابر مرگ نیست و خواستگاه و تعالی روح نیز همین را اقتضاء می‌نماید که خداوند آن‌را مقدر فرموده و فلسفه مهمی از تقدیر و خواست باری تعالی، بر آن مترتب است. خداوند متعال در این رابطه می‌فرماید: «نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ؛ ما مرگ را در میان شما مقدر کردیم».[2]


مهم‌ترین دلیل و فلسفه مرگ، توجه به اعتباری و غیردائمی بودن دنیاست. پس هر انسانی به آسانی می‌تواند یاد مرگ و سفر به عالم آخرت را نصب‌العین خویش قرار دهد و بدین ترتیب، نفس چموش و خواسته‌های غیرانسانی خود را مهار نماید، از اسارت هوای نفس و خودخواهی‌ها رهایی یابد و از ظلم و تعدی به حقوق دیگران به‌طور جدی پرهیز نماید. 


بدیهی است که هر یک از ما مسلمانان به این واقعیت قرآنی معتقدیم که در فرجام مرگ، معاد و رستاخیز وجود دارد. روز قیامتی که سِرّ عمل، فرد‌به‌فرد ما، آشکار خواهد شد. روزی که به تعبیر قرآن: «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ؛ در آن روز زبان‌ها، دست‌ها و پاهای انسان بر ضد خود او به اعمالی که مرتکب شده، گواهی می‌دهند».[3]


            فرمواش نمی‌کنم که مفسر بزرگ و اندیشمند فرزانه، آیت‌ا. . . جوادی‌آملی در بعضی از سال‌های دهه ٦٠ که به بهانه شرکت در کنگره جهانی حضرت رضا (علیه آلاف التحیة و الثناء)، به مشهد مشرف شده بودند، روزی در یک جلسه علمی ـ اخلاقی که برای ما و دوستان برگزار شده بود، فرمودند: «اگر ما فقط به یک آیه روشن، قاطع و غیرقابل انکار قرآن ایمان داشته باشیم، مشکلی نخواهیم داشت».


 سپس این آیه را تلاوت فرمودند: «الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلي أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ».[4] منظور از کلمه «الیوم»، روز قیامت است و الف و لام آن، الف و لام عهد حضوری است و اشاره دارد به روزی که در قیامت هر انسانی در آن روز با اعمال خویش مواجهه می‌گردد و خطاب خداوند نیز در روز قیامت، متوجه همگان است.


 خداوند به انسان‌ها می‌گوید: «امروز بر دهان‌ها مهر سکوت زده می‌شود»، کنایه از این‌که کسی را امکان جوسازی نیست. و در ادامه می‌فرماید: «و دست‌های آنان با ما تکلم می‌کند و پاهای آنها شهادت می‌دهند که در دنیا چه کسب کرده‌اند؟!».


 به استناد این آیات و هم‌چنین آیات متعدد دیگر ـ که نیازی به ذکر آنها نیست ـ روز قیامت برای بسیاری از اشخاص، روزی سخت است و گناهکاران از آن‌چه در دنیا مرتکب شده‌اند، ترسان و انسان‌های متقی و برخوردار از اعمال نیک و بایسته، مسرور و خوشحال خواهند بود.


 بنا بر نص صریح قرآن، بهترین‌ها در آن روز، شهدا هستند. کسانی که در دنیا همه سرمایه خدادادی خویش را در کف اخلاص نهاده و جهاد در راه خدا را آزادانه، با اراده‌ و عاشقانه انتخاب کرده‌اند. به استناد همین آموزه قرآنی است که امام خمینی (ره) فرمود: «شهدا در قهقهه عاشقانه و شادی وصال‌شان، عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ هستند».


 شهیدان بزرگی مانند رجایی، باهنر، بهشتی و مطهری به‌طور قطع از چهره‌های شادمان روز قیامت خواهند بود و در این میان، آن‌چه برای ما جا ماندگان از قافله شهدا بسیار بااهمیت است، آن است که در فکر برنامه‌ریزی برای آخرت باشیم.


می‌دانیم که در نظام دینی و دیدگاه قرآنی، دنیا هدف نیست و علاقه‌مندی به مظاهر مادی و قدرت نباید هدف باشد بلکه باید به آن‌چه از ما خواسته شده که همانا تعیین نظام ارزشی با برخورداری از روش‌های اصلاحی فردی و اجتماعی برای نیل به آخرت است، پای‌بند باشیم.


 امام علی (ع) فرمود: «دنیا گذرگاه آخرت است و مردم هم در نوع نگاه و انتخاب خود، در این رابطه دو دسته‌اند: دسته اول، کسانی که خود را می‌فروشند و برده می‌شوند و دسته دوم، کسانی که خود را بازمی‌یابند، می‌خرند و آزاد می‌سازند». 


هم‌‌چنین آن امام همام (ع)، در مورد حضرت عیسی (ع) فرموده است: «عیسی(ع) برخوردار از طمع و آزمندی به دنیا نبود که او را ذلیل و برده دیگران سازد». بر همین اساس است که خدا و خالق هستی، با تأکید بر این‌که انسان انتخاب‌گر و آزاد است، با سفارش بر مشی اعتدال، می‌گوید: «وَ ابْتَغِ فیما آتاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنْیا وَ أَحْسِنْ؛ در آن‌چه خدا به تو داده است، با میل و رغبت آخرت را بجوی و بهره‌ات را از دنیا فراموش نکن».[5]


بنا به آن‌‌چه گفته شد، برنامه‌ریزی برای آخرت از اصول غیرقابل انکاری است که همه مردم به‌ویژه مسئولین و مدیران نباید از آن غافل شوند، امری که در تئوری و نظام مردم‌سالار دینی، باید نهادینه باشد و فراموشی از آن، ضررهای جبران‌ناپذیری را سبب خواهد شد.


 در دولت «تدبیر و امید»، توجه به این اصل می‌تواند جاذبه قدرت و فزون‌طلبی مسئولان را مهار نموده و متعادل نماید. همه می‌دانیم که قدرت مهارنشده و غیرمتعادل، سبب تضییع حقوق اساسی مردم و بسترساز ناامنی و حق‌کشی است.


 هم‌‌چنان‌که در جهت عکس آن، قدرت مهارشده و متعادل، بهترین ابزار برای تدبیر، برنامه‌ریزی و انتظام هدف‌مند خواهد بود. اگر انتظام و نظام‌مندی مطلوب که همان تعیین نظام ارزشی است، شکل عملی و قانون‌مند به خود بگیرد و همگان خود را ملتزم به آن نمایند، جامعه در طریق رشد و کمال قرار خواهد گرفت و سرانجام خوبی حاصل می‌شود.


نتیجه آن‌که، به یاد آخرت بودن مسئولین و التزام آنان به آیات قرآنی در خصوص قیامت، سبب اصلاح و اخلاص حاکمان بوده و این مطلب در نوع خود، وسیله‌ای برای درستی عمل و رضایت و آرامش مردم و امیدآفرین خواهد بود.



1. سوره آل‌عمران، آیه 185

2. سوره واقعه، آیه 60

3. سوره نور، آیه 24

4. سوره یس، آیه 65

5. سوره قصص، آیه 77

دلسوزی و راهنمایی آیت‌ا. . . طاهری‌خرم‌آبادی را هرگز فراموش نمی‌کنم

مرحوم استاد آیت‌ا. . . سید حسن طاهری‌خرم‌آبادی از مدرسان عالی حوزه علمیه قم و از مبارزان فعال قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود. رهبر فرزانه انقلاب، در پیام تسلیتی به مناسبت ارتحال جانسوز این چهره خودساخته و جلیل‌القدر فرمود: 


«این عالم بزرگوار که از آغاز نهضت امام خمینی (ره) در صفوف اولیه مبارزه قرار داشت، در دوران پس از پیروزی انقلاب نیز همواره دارای نقشی اثرگذار بود و در عرصه‌های گوناگون فکری، سیاسی و جهادی وفادارانه نقش‌آفرینی نمود و تقوا و اخلاص همراه با هوشمندی و متانت، از شاخصه‌های برجسته این روحانی مجاهد و مبارز بود».


 آیت‌ا. . . هاشمی‌رفسنجانی، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در پیامی، اعلام کرد: «درگذشت فقیه وارسته، آیت‌ا. . . سید حسن طاهری‌خرم‌آبادی که عمر بابرکت خود را قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در راه مبارزه با طاغوت و مجاهدت در ترویج و نشر معارف و احکام اسلامی سپری کرد و در حوزه علمیه قم و مسئولیت‌های خطیر سیاسی و علمی گوناگون منشأ خدمات مؤثری برای نظام اسلامی بود، موجب تأسف و تأثر گردید».


       ارتحال جانسوز ایشان به‌حق ثلمه بزرگی برای حوزه و روحانیت محسوب می‌گردد به‌طوری‌که همه دل‌سوزان نظام از فقدان ایشان ناراحت و محزون هستند. آشنایی نگارنده با این عالم به ‌حق واصل برای نخستین بار در دیدار دوستان مشهدی با آیت‌ا. . . خامنه‌ای (مد ظله العالی) در اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود که در آن دیدار فراموش‌نشدنی، معظم له در راستای ترویج حزب جمهوری اسلامی که خود از مؤسسین آن بود،فرمود:


 «نخستین جلسه سیاسی و تشکیلاتی جمعی از یاران امام خمینی (ره) در قبل از پیروزی انقلاب  برای ضرورت تأسیس یک حزب و گروه سیاسی فراگیر در ایران، در مشهد و در منزل ما برگزار شد که  آقایان بهشتی، ربانی‌املشی و طاهری‌خرم‌آبادی در آن جلسه حضور داشتند. گزارش آن جلسه را  آقای طاهری‌خرم‌آبادی از طریق یک مسافرت به سوریه و سپس عراق، هنگامی که امام خمینی (ره) در نجف بودند، خدمت ایشان ارائه کرد. این اقدام ایشان، زمینه‌ای شد تا حزب جمهوری پس از پیروزی انقلاب اسلامی با موافقت امام خمینی (ره) و در زمان ضروری خود یعنی ٢٩ بهمن ماه سال ١٣٥٧، اعلام موجودیت نماید».


 فرمایشات مقام معظم رهبری و سخنان مشفقانه ایشان در مورد بزرگواران یادشده، سبب شد تا ما و دوستان، با آنان ارتباط فکری و عاطفی پیدا کنیم و درس‌آموز مکتب فکری آنها باشیم. تماس فکری و اعتقادی اینجانب با آیت‌ا. . . طاهری‌خرم‌آبادی طی چند سال اقامت بنده در قم، پایدار بود و آن عالم وارسته و سید جلیل‌القدر، گاهی دست‌نوشته‌های خویش را برایم می‌خواند و در مواردی، آثار خود را در ملاقات حضوری تقدیم من و دیگر دوستداران انقلاب می‌نمود و تجارب سیاسی و خاطرات مربوط به مجاهدات خود و دیگر یاران امام خمینی (ره) را برایمان بازگو می‌نمود. بعدها که بنا به ضرورت کاری و انجام مأموریت، بنده به مشهد ‌رفتم، هر وقت ایشان به مشهد می‌آمد، به دیدن وی رفته و خاضعانه از وجود او بهره‌ می‌بردم.


           صوفی ابن‌الوقت باشد ای رفیق                           نیست فردا گفتن از شرط طریق


       فراموش نمی‌کنم که آن مرحوم در کمیسیون علمی کنگره جهانی حضرت رضا (ع) نیز با علاقه‌مندی خاصی، حضور فعال داشت و بنده به‌عنوان معاون فرهنگی آن کنگره، اکثر اوقات ملازم ایشان بودم. آن‌‌چه برای من بسیار درس‌آموز بود، این بود که:


       1. آیت‌ا. . . طاهری‌خرم‌آبادی با روحیه اخلاقی و ارزش‌مندی که داشت در هر جمع و لجنه علمی و سیاسی که قرار می‌گرفت، بسیار تشکیلاتی و منضبط بود. کم سخن می‌گفت اما سخنان او سنجیده و از روی عقل بود. به افراد کم‌مایه و ریاکار، توجه نمی‌کرد. در دشمن‌شناسی مهارتی خاص داشت. ویژگی‌ها و آفات انقلاب را درست می‌فهمید و به درستی نیز ترویج می‌کرد و به‌حق او زبان گویای امام خمینی (ره) و انقلاب بود.


       2. ایشان با تکیه بر مبانی اسلامی و استدلال‌های مخصوص خود، مدافع راستین اصل ولایت فقیه بود و  کتاب «ولایت فقیه و حاکمیت ملت» ایشان، سند روشنی بر این ادعاست.


       3. به پست‌های رسمی و مسئولیت‌های مهم و دهان‌پرکن، در حد ضرورت و اضطرار تن می‌داد. در فرصت‌های پیش‌آمده نه تنها در کمین تصاحب پست و مقام نبود بلکه لحظه‌شماری می‌کرد تا در یک شرایط عادی و طبیعی، از خویش رفع مسئولیت نماید و مسئولیت بردوش‌گرفته را به دیگر دوستان خودساخته و دل‌سوز نظام واگذار نماید.


          نمایندگی امام خمینی (ره) در امور حج و زیارت، نمایندگی امام خمینی (ره) در پاکستان، نمایندگی امام خمینی (ره) در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، عضویت در هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری و امامت جمعه موقت تهران با حکم رهبری از مسئولیت‌های یادشده است که ایشان از روی دقت و بدون هیچ تنش و ضعفی، از آنها گذر کرده است.


       4. در فروتنی ایشان همین بس که هنگامی‌که رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از اتمام دوران ریاست آیت‌ا. . . یزدی در قوه قضائیه، به ایشان فرموده بودند هم ریاست قوه قضائیه را عهده‌دار شوند و هم خطیب نماز جمعه تهران باشند، ایشان با نشاط و انبساط خاطر گفته بودند: «از ریاست قوه قضائیه معافم بدارید چون کار سختی است اما چند وقتی که شرایط مقتضی باشد، نماز جمعه را خواهم خواند!» و همان شد که خود خواسته بود.


       5. کمک شایان توجه ایشان به نگارنده این بود که در یک سفر زیارتی که به مشهد مشرف شده بودند، از طریق تلفن فرمودند: «به بنده علاقه وافر دارند» و هم‌چنین اظهار داشتند که: «گرفتاری سختی در کار بنده پیش آمده که خودم متوجه نیستم و باید هر چه زودتر تصمیم‌گیری شود». من سؤال کردم: «چه گرفتاری‌ایی که خودم از آن مطلع نیستم؟»، ایشان فرمودند: «حضوری خواهم گفت!». 


           من با عجله به دیدار ایشان رفتم و ایشان فرمودند: «ابتدا باید خاطره‌ای را بازگو کنم» و در ادامه گفتند: «یک روز صبح زود، فرزند آیت‌ا. . . العظمی گلپایگانی تلفنی به من گفت: «پدرم با شما یک کار ضروری دارد». همان روز نزدیک ظهر خدمت آن مرجع بزرگ مشرف شده و امرشان را جویا شدم.


          معظم له فرمود: «آقایی به من نامه‌ای نوشته و چنین اظهار کرده که ١٥ سال است که از دفتر وجوهات شرعیه ما پول نماز و روزه استیجاری دریافت کرده و به تکلیف شرعی خود در این رابطه عمل نکرده است و خواسته از خود رفع تکلیف نماید و گفته: «تو خودت مرجع تقلیدی، زحمت این کار را هم خودت قبول کن و نگذار کار من و شما به قیامت کشیده شود؟!»».


          آیت‌ا. . . العظمی گلپایگانی بعد از بیان این خاطره، فرمود: «چون شما انسان مقید و مورد قبولی هستید، مسئولیت وجوهات شرعیه در بیت ما را عهده‌دار شوید و ما را از نگرانی درآورید». بنده به آن مرجع بزرگ و گرانمایه عرض کردم: «به همین دلیل که فرمودید، بنده حاضر به قبول چنین مسئولیت خطیری نیستم»، عذرخواهی کرده و اذن رخصت خواستم. حال جناب آقای عسکری، شما چرا و با چه جرأتی عهده‌دار مسئولیت دفتر وجوهات شرعیه رهبری از سوی نماینده ایشان در خراسان شده‌اید؟!».


         در پاسخ عرض کردم: «اضطرار بود». با ناراحتی فرمود: «چه اضطراری؟». وقتی این خاطره و تغیّر آیت‌ا. . . طاهری‌خرم‌آبادی را که از سر دل‌سوزی بود، برای پدرم بازگو کردم، ایشان فرمود: «راضی نیستم در حوزه مسائل مالی و وجوهات شرعیه عهده‌دار کاری شوید» و چنین بود که سعی کردم در کمترین زمان ممکن، توصیه دل‌سوزانه آن عالم مهذب و پدرم را جامه عمل بپوشانم و روی همین جهت است که بنده دل‌سوزی ایشان را در حق خود، هرگز فراموش نمی‌کنم. روحش شاد و روش‌های عملی، عالمانه و پرهیزکارانه‌اش پر رهرو باد.


 و السلام علی من اتبع الهدی

تبريك به حجت الاسلام والمسلمين مجيد انصاري

بسمه تعالي

 

برادر گرامي حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي مجيد انصاري

 

با سلام و تحيت

انتصاب جنابعالي با حكم رئيس جمهور محترم به معاونت پارلماني را تبريك مي گويم ،

از خداوند متعال براي دولت تدبير و اميد آرزوي موفقيت دارم .

 

علي عسكري

خبرگزاري فارس - ضرورت پرهیز از افراط و تفریط در مدیریت سیاسی کشور

 

       در مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «حکومت از دیدگاه اسلام برخاسته از موضع طبقاتی و سلطه‌گری فردی یا گروهی نیست بلکه تبلور آرمان سیاسی ملتی هم‌کیش و هم‌فکر است که به خود سازمان می‌دهد تا در روند تحول فکری و عقیدتی راه خود را به‌سوی هدف نهایی (حکومت به‌سوی ا. . .) بگشاید» و بدین جهت است که در اصل سوم قانون اساسی در جهت نیل به اهداف تعیین‌شده در راستای آن‌چه یاد شد، آمده است: «دولت موظف است به:


- ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان، تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی؛


- بالا بردن سطح آگاهی‌های عمومی در همه زمینه‌ها؛


- تقویت روح بررسی، تتبع و ابتکار در تمام زمینه‌های علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی؛


- طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب؛


- محو هر گونه استبداد، خودکامگی و انحصارطلبی؛


- تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی در حدود قانون؛


- مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش؛


- رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه‌های مادی و معنوی؛


- ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیرضروری؛


- تقویت کامل بنیه دفاع ملی؛


- پی‌ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه، رفع فقر و برطرف نمودن هر نوع محرومیت در زمینه‌های تغذیه، مسکن، کار، بهداشت و تعمیم بیمه؛


- تأمین حقوق همه‌جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون؛».

 

       در اصل بیستم قانون اساسی نیز آمده است: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند». آن‌چه که رئیس‌جمهور محترم در معارفه وزیر کشور دولت یازدهم بیان نمود، هر چند تنها بخش کوچکی از حقوق شهروندی ایرانیان و ملت غیور ایران بنا به تناسب موضوع معارفه بود اما بسیار نویدبخش و امیدآفرین است و از رئیس دولت «تدبیر و امید»، انتظار همین بود. 


دکتر روحانی در رابطه با حقوق شهروندی گفت: «همه افراد در حقوق شهروندی برابر هستند و هیچ مقامی به‌ویژه مسئولان وزارت کشور نباید در اعطاء حقوق شهروندی، میان اقوام و مذاهب مختلف و ادیان رسمی تفاوتی قائل شوند». آقای رئیس‌جمهور در این سخنرانی، رفع تبعیضات ناروا را هدف قرار داده و فرمودند: «ما در ایران دولت فارس یا ترک و عرب نداریم، ما دولت ایران داریم. ایران یک چتر واحد است که همه در زیر آن چتر واحد هستیم. یک نظام واحد داریم که همه زیر چتر آن هستیم.


 یک دولت داریم که همه زیر این چتر هستند. یک ولی‌امر و ولی فقیه داریم که همه زیر چتر آن هستند. یک قانون اساسی داریم که همه زیر چتر آن هستند. آن‌چه که برای ما مهم است، این است که یک ایرانی زیر چتر پرافتخار ایرانیت جمهوری اسلامی افتخار کند». ایشان در ادامه، افزودند: «وزارت کشور، همان وزارتخانه‌ای است که مسئولیت دارد حقوق شهروندی را در سراسر کشور به‌صورت یکسان و برای همه ایرانیان به اجرا درآورد و باید این احساس در میان مردم وجود داشته باشد احساس تساوی، عدالت و فرصت برابر برای همه مردم».


       بنا به آن‌چه که بیان شد، به‌نظر می‌رسد حقوق اساسی یادشده در قانون اساسی و مورد تأکید در بیانات رئیس‌جمهور محترم، مطالبات به‌حق و تعیین‌کننده‌ای است که امروز برای تحقق آن، باید تلاش مضاعفی نمود و در این رابطه لازم است:


       1. از شعارزدگی پرهیز شود.


       2. از نخبگان و صاحبان فکر و اندیشه جهت همکاری آنان با دولت غفلت نشود.


       3. از رفتارهای باندی و جناحی که منافع فردی و گروهی را مبنا قرار داده و در عمل منافع ملی را به مسلخ می‌برند، اجتناب شود.


       4. نگاه توسعه‌گرایانه و توجه به نیروهای بومی و محلی مبنای نظر قرار گیرد.


       5. از اعطاء فرصت برابر به همگان که اساس بنیادین امنیت نرم است، غفلت نشود.


       6. هم‌چنان که ریاست محترم دولت یازدهم فرمود: «به اقوام مختلف لر، ترک، عرب، فارس، بلوچ و کرد به‌عنوان گل‌های متنوع گلستان ایران اسلامی نگریسته شود» و از تشدید قومیت‌ها با شهروند اول و دوم دانستن آنان در عمل، پرهیز شود.


       7. از لجبازی‌ها و انتقام‌گیری‌ها از نوع تسویه حساب‌های سیاسی پرهیز شود.


       8. هم‌چنان که دولت یازدهم با شعار «اصلاح و اعتدال» به پیروزی رسید، خط اعتدال در مدیریت‌ها مبنای عمل قرار گیرد و از این طریق، روش‌های اصلاحی مدیریت میانه کشور بهبود یابد.


       بهترین راه در این رابطه، التزام عملی به اندیشه امام خمینی (ره) و رهبری با توجه به سبک زندگی اسلامی و نفی افراط و تفریط است. افراط و تفریطی که به‌مثابه دو لبه قیچی عمل نموده و در عمل به اسلام ناب و اندیشه حکومت دینی، ضربه زده و بخش قابل توجهی از مردم به‌ویژه نخبگان و دل‌سوزان نظام را آزرده خاطر ساخته است.

 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920601000482