مصداق انسان کامل ، سرمشق جانهای شیفته و سرهای حقیقت جو و حق خواه علي عليه الصلاة والسلام در زمان حكومت و زمامداري خود بر امت مسلمان، آشكار و صريح در خطابه اي پرشور و مانا فرمود: از ما نيست كسيكه براي رسيدن به قدرت تلاش نمايد و از ما نيست كسيكه براي رسيدن به ثروت و مطامع دنيا كوشش كند.

 

بلكه كوشش و پشتكار ما براي تعيين نظام ارزشي(احياء ارزشها) و اصلاح در بلاد و شهرها است. بطوري كه در سايه زنده شدن ارزشها و حركت اصلاحي متناسب و مطلوب در شهر ها، امنيت بندگان خدا تأمين و قانون و مقررات الهي اجراء شود.

 


از اين بيان پرنغز اميرالمؤمنين عليه السلام استفاده مي شود كه تحقق اهداف بلند حكومت ديني بدون تعيين نظام ارزشي از يك سو و التزام ايماني و اخلاقي كارگزاران حكومت و افراد دست اندر كار نظام از سوي ديگر ميسور نيست.

 


پس از گذشت هزار و چند صد سال از اين سخن و تجربه قولي و عملي آن حضرت، با رهبري پيامبرگونه امام خميني (ره) و حمايت بي دريغ و خالصانه مردم، انقلاب اسلامي ايران در راستاي منويات بلند و آرماني حضرتش به وقوع پيوست و در عمل مذهب رسمي شيعه دوازده امامي، تعيين كننده ساختار و سيستم حكومت شد. امام (ره) با يارانش، طرحي نو درانداخت و قانون اساسي ملت را مشخص و حاكميت ديني را رسميت بخشيد.

 

از زمان تأسيس جمهوري اسلامي ايران كه خون بهاي شهيدان است همه ماها در ورد زبانمان علوي هستيم امّا از نظر شاخص هاي منظور نظر امام علي عليه السلام و امام (ره) چندان توفيق عمل نداشتيم و فقط شهيدان بودند كه در قهقهه هاي مستانه و در شادي هاي وصول عاشقانه شان عند ربهم يرزقون هستند.

 

با گذشت بيش از 37 سال از انقلاب حال اين سوال مطرح است كه براستي آرزوهاي امامان شيعه، رهبر فقيد انقلاب و شهيدان چه بود؟ در پاسخ بايد گفت: غير از اين است كه آنان مي خواستند عدالت اجراء شود و حق به حقدار برسد. آيا غير از اين است كه مي خواستند به خاطر روابط قومي و خويشاوندي دامن بعضي ها به ظلم آلوده نشود.

 

آيا غير از اين است كه مطلوب آنها اين بود كه همه ماها بويژه كارگزاران نظام در عمل و نه در حرف به عنوان خصم ظالم و عون مظلوم شناخته گرديم و در برابر بيچارگان و درماندگان بي تفاوت نباشيم . ده ها هدف و آرمان ديگري كه در بازار مكاره سياست و قدرت ، مغفول واقع شده و بسياري از كارگزاران حكومت و انسانهاي دولت مرد را از شاخص دينداري حكيمانه دور ساخته است.

 

زرق و برق دنيا، مقام و مطامع مادي باعث گرديده كميت عمل ديني، بسياري از ماها لنگش پيدا كند و لذايذ ظاهري اراده هاي عاشقانه و آزاد انديشانه را به حاشیه براند. همه می دانيم، يك كارگزار شايسته و با تقوي از نظر امام علي عليه السلام كسي است كه " قَد اَحَیي عَقْلَه وَ اَماتَ نَفسَه " عقل خودش را زنده ساخته و نفس خودش را كشته است.

 

در وجودش درشتها نازك و غليظ ها لطيف گشته و نور ايمان و عشق به خدا او را رونده و سالك راه خدا نموده است. چنين كسي ماهيت از اويي و به سوي اويي دارد و رونده راه خداست تا آنجا كه درب سلامت است و بار انداز اقامت است و جایگاهی که حيات جاويد خدا محسوب مي گردد.

 


به نظر مي رسد به جز محدودي از كارگزاران حكومت، بسياري از ماها از چنين خصيصه ای برخوردار نيستیم و نمي توانیم نقاب از ريا و دوگانه دين و دنيا برداریم و رفتار حکیمانه و مطلوب با مردم و افراد پایین دست خود داشته باشیم.

 

مشکل بسیاری از مردم هم از باب : اَلنّاسُ عَلیٰ دِینِ مُلُوکِهُم امروزه همان مشکل کارگزاران حکومت است بیراهه های ظلمانی و همهمه های عیش و رفاه که قدرت مقابله با فساد را از آنها گرفته و در نتیجه نمی توانند به مثل دوران اول پیروزی انقلاب، با عتابهای مؤمنانه و حکیمانه آتش فسادها را فرو بنشانند. نمی توانند وحدت داشته باشند و باندگرایی نکنند.

 

در ظاهر ادعای تدّین و پاکی دارند امّا در باطن پوکیده و تهی از ارزشها می شوند. قانون را به آسانی دور می زنند و منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح می دهند. نه سکوتشان خدایی است و نه فریادشان رنگ و سبقه الهی دارد. در چنین شرایطی آنچه که همه ، اعم از مردم و دولتمردان به آن سخت نیازمند هستیم بازگشت به خویشتن و دینداری حکیمانه و سنجیده است.

 

نه افراط و نه تفریط . به تعبیرخدا در قرآن ، اِهدِنَا الصِراطَ المُستَقیم . صراط مستقیمی که بنا به توفیق خدا وذات ربوبی وسیله خلاص و نجاتمان خواهد بود . اگر بخواهیم از کفران نعمت رهایی پیدا کنیم بهترین راه توجه حکیمانه و التزام به کلام معصوم است. حسن ختام کلام و یادداشت را لازم است روایتی قرار بدهم که چند روز قبل مقام رهبری در ابتداء درس فقه شان مطرح کردند.

 

روز دوشنبه 30/1/95 که افتخار شرکت در درس داشتم معظم له اعلام کرد: عن ابی بصیر قالَ قالَ ابوعبدا... علیه السلام اُصُولِ الکُفر ثَلاثَه – اَلحِرصِ وَ اَلاِستِکبار وَ اَلحَسَد = ابوبصیر می‌گوید امام صادق (ع) فرمود: اصول کفر سه تا است حرص، استکبار، حسد. در ادامه نقل کردند :

 

منظور از حرص آدم ابوالبشر، منظور از استکبار شیطان و منظور از حسد قابیل فرزند آدم است و از روی حدیث ایشان تأکید داشتند که هر سه اینها از مقوله تشکیک اند یعنی همه ماها این سه خصلت را دارا هستیم منتها با زیاد وکم آن و باید به خدا پناه برد و شاه نفس و شیطان درون را از خود دور کرد.

 

در هر حال همچنان که اشاره شد. دینداری حکیمانه ضرورت زمانه ما است . مردم و بویژه مسئولان برای پرهیز از خطر آسیب به دین وشریعت باید بدان پایبند باشیم. ان شاءالله