عبدالسلام اباصلت هروي مي‌گويد: «از مولايم حضرت رضا (عليه السلام) شنيدم كه فرمود: «خدا رحمت كند بنده‌اي را كه امر ما را احياء كند.»، عرض كردم: «چگونه امر شما را چنين مرد خدا رحمت‌كرده‌اي احياء مي‌نمايد؟»، حضرت فرمود: «او علوم ما را فرا مي‌گيرد و به ديگران مي‌آموزد، وقتي مردم محاسن و ارزش‌هاي كلام و سخن ما را بدانند از ما تبعيت مي‌كنند.»».

       به نظر مي‌رسد در دوران معاصر استاد و محقق برجسته شيعه علامه شيخ عزيزاله عطاردي، از انسان‌هاي برخوردار از رحمت پروردگار باشد، چرا كه او توانسته در احياء امر ولايت و تراث امامان شيعه (عليهم السلام)، آثار گران‌سنگي را از خود به يادگار گذارد. يكي از كارهاي علمي ماندگار او اين است كه قريب به يكصد هزار حديث و كلام امامان نور و پيشوايان معصوم شيعه را در مسانيد ائمه اطهار (عليهم السلام) با اسلوب ويژه و عالمانه‌اي جمع‌آوري و به چاپ رسانده است.


مجموعه اين اثر نفيس كه با كوشش اين مسندنويس بزرگ شيعه به انجام رسيده و در اختيار طالبان حقيقت و علاقه‌مندان ولايت ديني قرار دارد را مي‌توان در فرهنگ فكري شيعه بي‌نظير دانست. جالب است بدانيم اولين كار ابتكاري ايشان شرح حال حضرت عبدالعظيم حسني بوده كه مورد تجليل علامه شعراني قرار گرفته است. او از دوستان نزديك استاد شهيد آيت ا. . . دكتر مطهري بود، به طوري كه در بخشي از كتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران»، آن شهيد متفكر و نامي كشورمان، از مطالب علمي ايشان استفاده نموده و بدين مناسبت به تجليل و تكريم علامه عطاردي پرداخته است.


       استاد علامه عزيزاله عطاردي‌خبوشاني از نادر انسان‌هاي دوران ماست كه در تطبيق متون اسلامي با نسخه‌هاي قديمي و خطي و تصحيح آنها كارهاي طاقت‌فرسا، ماندگار و بزرگي به انجام رسانيده است. در بين بيشتر از يكصد و ده جلد كتاب علمي به چاپ رسيده از ايشان كتاب «نهج‌البلاغه» او از مزيت ياد شده، برخوردار است. همين مزيت علمي و پژوهشي شامل احاديث ائمه ديگر در مسانيد چاپ شده از آنها منظور نظر قرار گرفته است.

       كار مهم و عظيم ديگر ايشان به جز مسانيد امامان شيعه (عليهم صلوة ا. . . اجمعين)، پرداختن به تاريخ كهن و پر بار خراسان است. در اين رابطه بيش از پنجاه سال است ايشان به طور ميداني به تحقيق و پژوهش اهتمام داشته است. او در مورد تاريخ خراسان از رود سند تا رود نيل، از خليج بنگال تا خليج فنلاند، از عراق و حجاز گرفته تا مسكو و لنينگراد سفر نموده و از صدها كتابخانه ديدن كرده و هزاران نسخه كتاب را فيش‌برداري و يا از آنها ميكروفيلم گرفته است.


شروع پروژه تحقيقاتي ياد شده، از نقطه ثقل آن حرم و مضجع مطهر حضرت رضا (عليه السلام) ـ آغاز و از زمان دفن حضرت مورد واكاوي قرار گرفته و در ادامه خراسان جديد و قديم را شامل گشته و به عنوان فرهنگ خراسان، تمدن ديني بزرگي را در تمامي ابعاد مربوط به خراسان به جهانيان معرفي نموده است.


از اين مجموعه مربوط به تمدن تاريخي خراسان، با عنوان «فرهنگ خراسان»، مجموعه مجلدات مربوط به تاريخ مشهد و آستان قدس رضوي در بيش از ده جلد با موضوعات خاص به چاپ رسيده و بقيه آن تا 54 جلد تنظيم نهايي گرديده و آماده چاپ است.


       روش استاد در تنظيم و چاپ آثار نفيس مربوط به فرهنگ خراسان مبتني بر ادبيات جامع انساني و علمي است. هم‌چنان كه او در هنگام سخن گفتن و هم‌كلامي با ديگران، از كلامي متين، سنجيده، انساني و لطيف برخوردار است و كاربرد صحيح واژگان و رعايت ادب در گفتار با افراد از ويژگي‌هاي بارز اوست. تتبع علمي و سخت‌كوشي وي زبانزد همگان است. بنده اين مطلب را در زمان همكاري مشترك با كنگره جهاني حضرت رضا (عليه السلام) و همراهي در بعضي سفرهاي علمي و تحقيقاتي با ايشان شاهد بودم.


فراموش نمي‌نمايم كه ايشان عليرغم كهولت سني در كوه‌نوردي در كوه‌هاي اخلمد، هزارمسجد، بينالود و شاه‌جهان در منطقه اسفراين آن هم براي بازديد از مناطق تاريخي و عكس‌برداري از آنها، بر بنده و همراهان پيشي مي‌گرفت و حالتي خستگي‌ناپذير داشت و بايد بگويم از دوران پرافتخاز زندگي من، آشنايي، مراوده و دوستي با اين چهره ماندگار است. كسي كه مستقل مي‌انديشد، وابستگي به هيچ احدي و جناحي ندارد و در عين حال زمان‌شناسي، مسئوليت‌پذيري و توجه به مسائل دوران معاصر را از اولويت‌هاي كاري خود مي‌داند.


تنها مسندنويس شيعي كه وسيع‌ترين مسند و دايرة المعارف شيعه را به تنهايي به نگارش درآورده و فرهنگ تمدني بزرگ را به تصوير كشيده و تا حد امكان و يقين شخصي خود، از نقل منابع موهون پرهيز نموده و عمر بابركت خود را صرف احياء تراث اهل بيت (عليهم السلام) نموده و در تمام طول عمر پر بركت خود، هيچ توقعي از كسي نداشته است.


در خضوع و افتادگي او، همين بس كه در يك ديدار صميمانه‌اي، وقتي يكي از بزرگان علم و ادب و استاد بزرگي از عالمان دانشگاه، لب به تجليل او گشود، ايشان با كمال عزت و وقار، در پاسخ فرمود: «من طلبه كوچك و كم‌بضاعتي از روستاي بگلر شهرستان خبوشان (قوچان كنوني) بيش نيستم» و اعلام نمودند: «پدر و جد پدري‌ام از عشيره حمزوي و در اصطلاح محلي حمزه كانلو بودند كه از زمان صفويه در خبوشان يا همان قوچان امروز و منطقه رادكان و چناران زندگي مي‌نمودند و اصالتاً كرد كرمانج هستم»،


و بسيار زيبا اشاره نمودند به اين كه: «ارتباط با مضجع شريف امام رضا (ع) در مشهد و علقه و ارتباط عاطفي با مرقد مطهر حضرت علي (ع) در نجف اشرف، سبب شد تا آشنايي با علامه اميني صاحب كتاب شريف «الغدير» در زمان اقامت در نجف روزي‌ام گردد و چراغ راهم شود و آن باشم كه هستم». آن بزرگوار در يك نشست صميمانه در محل دفتر كنگره جهاني حضرت رضا (ع) در مشهد، به بنده و همكارانم فرمود: «مضجع شريف حضرت رضا (ع) كانون آتشفشان معنويت است»


و چنين اظهار نمود كه: «من هر چه دارم از ذات مقدس ائمه بزرگوار شيعه به ويژه حضرت رضا (ع) است» و بعد تصريح نمودند: «مدتي در دوران اقامت در مشهد در اتاق محل تهجد و عبادت مرحوم شيخ بهاء در طبقه فوقاني مدرسه بالاسر مشرف به ضريح مقدس حضرت رضا (ع) مشغول عبادت و بست‌نشيني بودم كه برايم بسيار كارساز بوده است» و جالب توجه اين‌كه مي‌فرمودند: «همسرم كه هزاران صفحه مطلب علمي را براي من تايپ و آماده چاپ نموده، بنا به درخواست قلبي‌ام، پس از قرائت يك زيارت «امين‌ا. . .» در همين اتاق از حضرت رضا (ع) نصيبم گشته كه برادرزاده شهيد رجايي، رئيس جمهور اسبق ايران است».


ايشان در مورد سفرهاي علمي و تحقيقاتي خود، مي‌گويند: «اين سفرهاي مطالعاتي را از سال 1343 آغاز نمودم. سال اول به سفرهاي داخلي ايران در زمينه تاريخ خراسان سپري شد و پس از آن در همان سال، با همين انگيزه مطالعاتي و تحقيقاتي عازم حجاز شدم. مدتي را در كتابخانه‌هاي مكه و مدينه به مطالعه پرداختم. در زمستان 1345 به هندوستان رفتم و پس از آن از كتابخانه‌هاي پاكستان و افغانستان بازديد نمودم. در سال 1353 بعد از انجام مناسك حج از كشورهاي يمن، مصر، سوريه و لبنان ديدن نمودم و قريب به يك سال كتابخانه‌هاي اين چهار كشور را بازديد و نسخ زيادي را بازنويسي نمودم.


در سال 1354 عازم اروپا شدم و در كشورهاي انگلستان، فرانسه، بلژيك، آلمان و بعدها استانبول تركيه به تحقيق و پژوهش پرداختم»، او مي‌گويد: «در سال‌هاي 1360-1359، طي يك سفر مجدد به هندوستان برگشتم و كارهاي فرهنگي خودم را در آن كشور دنبال كردم. تا اين‌كه در مرداد 1366 به روسيه رفتم و از كتابخانه‌هاي مسكو و ديگر شهرهاي شوروي سابق و نسخه‌هاي خطي كم‌نظير موجود در آنها بهره‌برداري نمودم، در اين سفر ضمن ديدار با سران آكادمي‌ها، دانشمندان و محققان شرق‌شناس به تضارب فكري پرداختم»، او در پايان ديدار ارزشمند خود با نگارنده فرمودند: «در مجموعه فرهنگ خراسان آثار تاريخي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي همه مناطق مربوط به خراسان جديد و قديم قرار دارد و كمتر چيزي مغفول واقع نشده است»،


در خاطرات و آثار مستند ايشان كه به طور عيني و تصويري ارائه نمودند، آثار بي‌بديلي از مناطق خراسان قديم، رود جيحون، سيحون، سمرقند، بخارا، مرو، بلخ، هرات، قندهار، تاجيكستان، ازبكستان، تركمنستان و افغانستان در مجموعه 54 جلدي آماده چاپ موجود است. از اين علامه عزيز و بزرگ تاكنون در اجلاس‌هاي گوناگون تجليل به عمل آمده و در كنگره گرامي‌داشت او در تهران، مركز بين‌المللي يونسكو وابسته به سازمان ملل با اعزام رسمي نماينده‌اي جهت شركت و سخنراني در اجلاس ياد شده، از ايشان تجليل به عمل آورد.


       دفتر مطالعات علمي و كتابخانه شخصي ايشان كه در خيابان دربند تهران سه‌راهي جعفرآباد مركز فرهنگي خراسان قرار دارد، مملو است از آثار علمي و لوح‌هاي يادبود مقامات و شخصيت‌ها و مراكز علمي كه به استاد نمونه و سخت‌كوش‌مان تقديم شده است. سلامتي، شادابي و توفيق روزافزون و اثرگذار اين عالم فرزانه و كم‌نظير را از خداوند منان مسئلت دارم.

والسلام