X
تبلیغات
حجت الاسلام علی عسکری


در دوران رياست جمهوري كارتر در آمريكا، انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) به پيروزي رسيد. در آن زمان مشاور امنيتي كارتر آقاي برژينسكي بود. حضور فعال در عرصه سياست بين‌الملل داشت و از اثرگذارترين مهره‌هاي دولت كارتر محسوب مي‌شد. 


تمامي روابط ايران و آمريكا را در حوزه‌هاي مختلف سياسي، امنيتي، اقتصادي و فرهنگي رصد مي‌كرد و دخالتهاي همه جانبه كاخ سفيد در ايران را بستر سازي مي‌نمود.


اين سياست‌مدار كهنه كار ايالات متحده كتابهاي متعدد و متنوعي را در زمينه مسائل بين‌المللي به نگارش درآورده و در حوزه‌هاي مختلف مربوط به ايران و خاورميانه صاحب نظر است. از جمله آثار مكتوب او كتابي است با عنوان: « اسرار سقوط شاه و گروگان‌گيري در ايران».


او در اين كتاب به نقش فرهنگ و ارزشهاي مذهبي در سقوط شاه و ستيزه‌جويي مردم ايران بر عليه قدرت‌ها از راه تمسك به ارزشهاي ديرين تأكيد داشته و مي‌گويد، علت سقوط شاه در ايران را بايد در موارد ذيل جستجو كرد:


1- مدرنيزه شدن سريع يك جامعه سنتي شديد، بي‌ثباتي و حركت‌هاي انقلابي مخصوص به خودش را ايجاد مي‌كند.


2- مدرنيزه كردن جامعه، محتاج يه يك سيستم سياسي است كه بتواند شركت عموم را در امور سياسي وسعت داده و در عين حال دريچه‌هاي امني نيز براي نارضايتي اجتماعي باز كند.


3- عقايد كهن ديني و مذهبي بدون پذيرش تدريجي ارزشهاي جديد از سوي عموم مردم امكان محو شدن ندارد در حاليكه شاه بدون توجه به مسائل ياد شده و همچنين قوانين، اصول و روش‌هاي مربوط به چگونگي ايجاد تغيير ارزشهاي ديني و ديرين مردم را زير پا گذاشت بطوريكه سياست‌هاي آمريكا هم نتوانست راه حل‌هاي درستي پيش روي او بگذارد. 


نظر به آنچه كه از اين نظريه‌پرداز نظام سلطه نقل شد از راه دقت و بازنگري در مطلب ايشان آن هم در سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي لازم است به چند نكته قابل توجه اشاره شود:


1- فلاسفه مي‌گويند علت محدثه، علت مبقيه هم هست. اين مطلب، اصلي است، عقلائي كه در فلسفه در بحث علت و معلول منظور نظر قرار مي‌گيرد. علماء علوم اجتماعي مي‌گويند: در پديده‌هاي اجتماعي و انقلاب‌هاي نوپديد نيز دوام و پايداري آنها منوط به وجود عوامل ايجادي است.


                به عنوان مثال در ماهيت اصلي انقلاب اسلامي ايران مردم و اسلام دو عامل مهم ايجادي انقلاب اسلامي است. دو ركني كه يكي محتوا و ديگري شكل و ساختار را تشكيل مي‌دهد. هر يك از اين دو منتفي شود انقلاب منتفي مي‌شود.


2- در تقابل جريان ديني با غير ديني كه خواستگاه دشمن بويژه آمريكا و اسرائيل در ايران بوده و هست، شاه در موضع اقتدار و قدرت با پشتيباني آمريكا بود. و اسلام به عنوان يك مكتب فكري با رهبري امام و رهروي مردم در مقابل شاه قرار داشت.


      ساواك و عوامل امنيتي او در برابر خواسته و ارزشهاي ديني مردم و آزادي‌‌هاي مشروع آنها كه موهبتي خدادادي است صف‌آرايي مي‌كرد. نظام سلطه با زور شاه و ساواك به مدرنيزه تأكيد مي‌كرد در حاليكه تفكر، با زور قابل تحميل به مردم و ديگران بود بويژه افكار مربوط به مكتب‌هاي بشري چيزي كه در كشور شوراها، شوروي سابق نيز منجر به شكست شد.


3- از نظر روانشناسي تمامي انسان‌ها بويژه جوانان جديدخواه هستند. همچنان كه به مصداق « اَلْانسانُ حَريصُ عَلي ما مِنعَ » نسبت به آنچه كه از آن منع شدند نيز حريص‌اند. اين دو حالت چيزي است كه بهانه خلقت انسان محسوب مي‌شوند آنجا كه باریتعالی فرمود: « ولا تَقْرَ با هذِهِ الشَجَره فَتَكوُنا مِنَ الظالِمين» به درخت گندم نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد بود.


 اين دستور ارشادي خدا كه به ظاهر نهي آشكار است و خدا بر باطن آن و فرايند مورد نظر آگاه است، باعث گرديد آدم و حوا نسبت به ميوه گندم اشتياق پيدا كرده و از آن تناول كنند. بنا به چنين پيش آمدي كه در قرآن ذكر شده است، جديد خواهي و حرص و آز نسبت به موارد ممنوعه امري فطري بيان شده و نبايد برنامه‌ريزان فرهنگي از آن غافل باشند. اشتباه رژيم شاه غفلت از چنين اصلي بود كه دودمان آنها را بر باد داد.


4- در وضع فعلي سياستمداران غربي با همه مهارت‌هاي شيطاني و بهره‌مندي از روانشناسي‌هاي فردي و اجتماعي با استفاده از ابزار رسانه بنا دارند متوليان فرهنگي كشور بويژه روحانيت را صدر قدرت و زور در ايران معرفي كنند. عوامل افراطي در داخل را كساني بدانند كه يا صاحب قدرت‌اند و يا از سوي نهادهاي قدرت حمايت مي‌شوند كساني كه مخالف آزاد انديشي و ارزشهاي مورد خواست و مطالبه مردم‌اند!


 بلاشك چنين سناريويي از سوي دشمن در حوزه فرهنگ طراحي شده كه فرهنگ عمومي مردم را در تقابل با آموزهاي ديني و ارزشهاي مذهبي قرار بدهند ماهواره‌هاي دشمن دفهال، و انديشه هاي شيطاني عوامل قدرتهاي شيطاني در خدمت امپراتوري رسانه‌اي صهيونيست‌ها قرار دارد در چنين شرايطي نبايد كارهاي بي‌مايه، سطحي‌نگرانه و غير علمي انجام داد. نبايد نگرش نظامي و امنيتي به فرهنگ داشت.


      از موضوعات اصلي و عميق فرهنگي نبايد غافل شد. برنامه‌ريزي و سياست گذاري‌هاي فرهنگي را لازم است از اساس شرايط زمان و مكان به مراكز تحقيقاتي و راهبردي از نوع مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام سپرد و خروجي داده‌هاي تحقيقاتي چنين مراكزي با دقت همه جانبه‌اي بكار بست. عقلانيت و اعتدال در رفتار را با احساس تعهد اخلاقي بايد ملتزم بود.


  5- زيرا كه فرهنگ بويژه فرهنگ ديني سرمايه اصلي و هويت ملي ماست چنين فرهنگي است كه صلاح انسان را بطوري كه موافق كمال دنيوي، آخرتي و حيات دائمي و حقيقي اواست فراهم مي‌سازد. روي همين جهت است كه نگاه عميق به مسائل فرهنگي ضرورت زمانه ماست.   


نوشته شده توسط حجت الاسلام علی عسکری  | لینک ثابت |