خوشحال هستم که یکبار دیگر در جمع عزیزان مجمع رهروان ولایت که اکثریت مجمع شما خراسانی های مقیم مرکز، « یاران خراسانی آقا و مقام ولایت هستید » حضور دارم.


جمع كيفي شما دوستان شناخته نیاز به سخنرانی افرادی همچون بنده ندارید. خودتان بحمدا... استادید با این حال چون امر کردید روایتی را می خوانم و در ذیل اين حدیث و روایت به چند نکته اشاره خواهم کرد.


امیرالمومنین علی (ع) در سخن و کلام پر مغزی ، در توصیف مسلمان با تقوی، فرمود: قَدْ اَحْیی عَقْلَهُ وَ اَمات نَفَسَهُ – در واقع او کسی است که عقلش را زنده و نفس خودش را کشته است و در ادامه فرمود: با چنین اقدامی که او به عمل آورده، در وجودش درشتها نازک و غلیظ ها لطیف گشته است بطوریکه صراط مستقیم خدا به روي او نمایان است.

 

او به آسانی رونده راه خدا است. درب ها یکی پس از دیگر به روی او باز و گشوده می گردد تا آنجا که درب سلامت است و تا آنجا که بارانداز اقامت است.


از این بیان نورانی و مبارک حضرت استفاده می شود که در کار مسلمان با تقوی هیچ بن بستی وجود ندارد. عقل زنده و نفس خود ساخته كه باعث ايمان است برای او در همه حال راه گشا است.


با این مقدمه لازم است عرض کنم که امروزه در حوزه سیاست و مدیریت، بیشتر از هر زمان دیگر ما نیازمند به اخلاق هستیم . همه نخبگان باید در نگاه به حوزه کاری خودشان بویژه نخبگان سیاسی،  باید روش اخلاقی داشته باشند نه نگاه و روش فرعونی.


رمز موفقیت امام (ره) در همین بود. آقایان مطهری،‌ بهشتی، هاشمی نژاد و دیگر شهیدانی که عِنْدَ رَبِهِمْ یُرْزَقُونْ هستند اینگونه هستند، آنها با چنین دستمایه ای عاقبت به خیر شدند. دوستان عاقبت به خیری خیلی مهم است. شهید راه خدا شدن آنقدر مهم است که سید و سالار شهیدان انقلاب مرحوم بهشتی، می فرمود: دوستان اگر فرجام کار ما در این تشکیلات به جز شهادت باشد عمر ما تباه است و بر باد.


آقای بهشتی عاقبت به خیر شد چونکه توانست با عقلانیت و معنویت ناشی از خود ساختگی که داشت بدون هیچ تشویش و اضطرابی تا نزد خدا و (عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِر) به پیش برود و در حین شهادت بوی بهشت را استشمام بکند.


برادران دنیا جولانگاه تجربه است. با دو تجربه و یک آینده نگری همه ما می توانیم به پیش برویم 1- تجربه گذشته 2- تجربه وضع موجود 3- نگاه به آینده.


همه ما از تجربه گذشته بطور حتم باید استفاده کنیم یک سرمایه بزرگ برای ما از گذشته این است که ما درک محضر امام (ره) را داشتیم چیزی که باید برایمان بسیار درس آموزی داشته باشد.همچنانکه درک محضر شهید بهشتی  و دیگر بزرگان را خدا نصیب ما كرده است و از آن باید استفاد کنیم.

 

بر آرمان آنان باید فکر کنیم روش عملشان را برای خود خط مشی قرار بدهیم. خدا رحمت کند امام را . او به ما درس عقلانیت و اخلاق داد و رفت . آن یار سفر کرده در فرازی از سخن خودشان فرمود: سلیمان بن داود هم سلطان بود. سلطانی که بر همه چیز حکم می کرد لکن آن سلطنت ، یک سلطنتی نبود که دل سلطان را، دل سلیمان داود را به خودش جذب کند .

 

رسول اکرم (ص) هم رئیس یک ملت بود و فرمان فرمای ملت بود لکن این فرمانفرمایی اینطور نبود که او را جذب کند به خودش . فرمان فرمایی در تحت سیطره او بود نه او در تحت سیطره فرمانفرمایی . شاخص مهم اخلاق و خود ساختگی امام (ره) این بود که در عمل به چنین گفته ای که بیان سبک زندگی پیامبران باشد پایبندی کامل داشت.


او به بنی صدر یک نصیحت کرد هر چند که عدم پایبندی بنی صدر به آن نصیحت دلسوزانه باعث سقوط او شد. فرمود: به آقاي بنی صدر یک نصیحت دارم و آن اینکه حُبْ الریاسَه رأسُ کُلِ خَطیئه . حب ریاست، جاه طلبی در رأس همه خطاها است . بنی صدر چون خود ساختگی نداشت وجاه طلب بود ساقط شد.


آنچه که عرض شد یک نمونه سازنده و درس آموز از تجربه گذشته است.
امّا در مورد وضع فعلی و تجربه جاری و موجود که در پیش روی ما است باید عرض کنم که فی الحال چون همراهی هم زبانی پیشه کردیم بحمدا... توافق هسته ای صورت گرفت.


این توافق بر مبنای سه اصل عزت، حکمت و مصلحت صورت گرفت این پیروزی را نباید در دالان تنگ رفتارهای جناحی و خودخواهی های سیاسی دچار کرد. متأسفانه انسان های سطحی نگر و غیر خودساخته یک چنین پیروزی و تحول در سیاست خارجی را که نتیجه مدیریت و رفتار استراتژیک رهبری در درجه اول و تلاش خالصانه دولت و تیم مذاکرات هسته ای بویژه آقای دکتر ظریف در مرحله بعد است را می خواهند کتمان کنند.

 

حضرت امام (ره) فرمود: ابتلای انسان به خودش از همه ابتلاها بالاتر است.

 

اگر یک امر خیلی برجسته ای از یکی صادر شود، من بنای مناقشه می گذارم که این امر شایسته را هر چه بتوانم از ارزش بیندازم. ولی اگر این امر شایسته از یک دوستی متعلق به خود من صادر شد، بنا را بر آن می گذارم که مقداری بیشتر از آنچه هست نمایش بدهم، همه اینها زیر سرِ خود من است.

 

این منیتهای برخلاف مصالح ملی و علی رغم توصیه های رهبری متأسفانه در حال خودنمایی است. باید با یک چنین حب نفس های کمر شکن همه ما مبارزه کنیم. بخصوص در این چند ماهی که انتخابات های مهم خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی را در پیش روی خود داریم.


نکته اساسی و بسیار حایز اهمیت این است که بسیاری از سیاستمداران طالب قدرت نمی دانند که بنده خودشان هستند یا بنده خدا ؟! العياذ بالله به صورت اسمی خودمان را بنده خدا میدانیم لکن از تهذیب و تنزیه خبری نیست . همه ماها در عرصه عمل و در زمان انتخابات در یک امتحان بزرگ الهی قرار داریم. میزان درستی و نادرستی کارمان را نیت ها و انگیزه ها مشخص می کند.

 

حقانیت ما در گرو این مسئله است كه باید از اراده عاشقانه و قدرت خدادادی خودمان استفاده کنیم برای مبارزه با نفسانیات .این توصیه را بنده به آقای احمدی نژا هم دارم. آقای احمدی نژادی که بلا شک یک سرِ فتنه، در حوادث اخیر و سالهای پر التهاب گذشته به او بر می گردد.


با اين حال معتقد است وظیفه تبیین خط امام و آرمان های انقلاب را بر دوش دارد.


آقای احمدی نژاد بنا به آنچه که اخیراً اظهار کرده معتقد است جامعه از خط امام و آرمانهای انقلاب فاصله گرفته ومعتقد است جامعه را باید به سوی انقلاب و امام بر گرداند و جالب توجه اینکه در یک قیاس غلط و اشتباه العیاذ بالله خود را در جایگاه امام حسین و گودال عاشورا تصور کرده که شمشیر دار با شمشیر و نیزه دار با نیزه واز شش طرف او را در حال شهادت قرار داده اند ؟!


وی که علت اصلی این هجمه ها را در ایستادگی خودش و همراهانش بر مبنای انقلاب و خط امام معرفی کرده است؟! فراموش كرده است كه همه مفاسد اعلام شده و نشده، او دولت خودش را دولت پاک می دانست؟!

 

اینکه آقای احمدی نژاد با آنهمه اتلاف منابع مالی و پيروي از جریان انحرافی و خسارت به نظام خود را داعیه دار هدایت حسینی می داند، نشان از خود شیفتگی آشکار اوست.به نظر می رسد او هنوز هم گرفتار شهرت و جاه طلبی است. شاید هم به مصداق حَبٌّ اَلشْیُ یُعْمِیِ وَ یُصِّم این حالت، او را تا مرحله کوری و کری تنزل داده است. در هر حال با دو تجربه گذشته و حال که قدری توضیح داده شد.


امیدوارم نگاه به آینده داشته باشیم . آینده ای که بنا به فرموده قرآن از آنِ خدا و رسول و مومنان است.


نوشته شده توسط حجت الاسلام علی عسکری  | لینک ثابت |